کتاب پرچمدار صلح و سازش ایران حاج عباس عربی، تألیف حشمت اله سلطانی منتشر شد!
فهرسـت مطالـب
بررسی و شناخت واژه صلح در کشور با مداقه در جایگاه جنگ، گذشت و فرهنگ صلح در ایران.. 15
ريشهي لغوي «زاگرس» و سترگي بيچون و چراي «زاگرس نشينان». 29
رشتهكوه زاگرس كدام استانهاي ايران را پوشش ميدهد؟. 31
نگاهي گذرا بر تاريخ لكستان.. 32
صلح چيست و چرا بشريت به صلح نياز دارد؟. 37
صلح؛ مايهي آسايش تن و روان.. 42
مفاهيم لغوي، اصطلاحي و حقوقي صلح.. 43
صلح در عرف سياسي و نظام بينالملل.. 56
ويژگيهاي انديشهي صلحطلبي اسلام. 57
صلحجوي بزرگ ايران؛ افتخار غرب كشور. 57
زندگينامه، سوابق و فعاليتهاي صلحطلبانهي حاج عبّاس عربي.. 64
حاج عبّاس عربي در ديدگاه مردم. 66
بررسي صلح در زبان و ادبيّات پارسي.. 72
رؤياهاي كودكي در قلعه گنجوان.. 86
ويژگيهاي شخصيتي حاج عباس عربي.. 89
صلح از دیدگاه اندیشمندان غربی.. 110
متفکّران شیعه دربارهی صلح عادلانه چه میگویند؟. 117
در چه شرایطی صلح عادلانه برقرار میشود؟. 123
پازل رنگارنگ و زیبای طوایف و قبایل ایران زمین.. 128
نگاهی گذرا بر پازل اقوام ایرانی با رویکرد باورمندیها و سنّتها 129
هنجارهای اجتماعی در لرستان و بازیهای بومی – محلّی آن.. 136
بازیها و ورزشهای سنّتی در آذربایجان شرقی.. 142
ایلات و عشایر مستقر در حوزهی غرب و جنوب ایران.. 147
تقسیمبندی گروههای عشایر معروف این حوزه از دیدگاه مردم شناسی.. 147
عشاير ترك قشقايي و خمسهي فارس.... 149
ايلات و عشاير حوزهي شمال غرب ايران.. 150
ايلات و طوايف استان زنجان.. 154
ايلات و عشاير حوزهي مركزي... 158
فرهنگ صلح؛ نيازمند توسعهي انديشه و گرايش به اخلاقمداري... 176
اخلاق و تأثير آن بر فرهنگ و سياست... 177
آموزش حقوق كيفري براي شناخت پتانسيلهاي ترويجي صلح و آشتي.. 178
بخشش نه سخت است، نه آسان.. 180
فرهنگ غني عشاير؛ عامل همبستگي.. 186
خاطرات سفر اسطوره و مروج عفو و گذشت در جهان.. 191
سفر به جویبار در استان مازندران.. 193
سفری اضطراری به دشت مغان.. 198
از خرّمآباد تا شوش و کرمانشاه. 199
سفر به شمال و شمال شرق در فصل زمستان.. 202
ديباچه
از زماني كه پا به عرصهي وجود گذاشتم، عاقل و بالغ و رشيد شدم و به اصطلاح دست راست و چپ خودم را شناختم، در خانه، كوچه و بازار، در محل زندگي، در مدرسه و محل كار و در جاي جاي مكانهاي مختلف، از انسانها يك موضوع بسيار مهم را ديدم، تجربه كردم و ياد گرفتم و آن؛ تضاد و تعارض فكري و بالطبع رفتارهاي متناقض و گاه متناظر و همسو، كنشها و واكنشهاي متفاوت و ديدگاههاي مغاير با اصول اجتماعي و قوانين و قراردادهاي مورد پذيرش گروهها و جمعيّتها بوده است. اين مهم؛ بيانگر آن است كه انسان دروني پرنوسان، رفتاري تابع شرايط و انديشه و گفتاري معمولاً مبهم، دوگانه، گاه چندگانه دارد. همين امر؛ خواه ناخواه منجر به كجانديشي، تضاد و تخالف، چالش و بروز تنش بين انسانها ميشود. به نظر ميرسد فلاسفه و حكما؛ از يون باستان و دولت- شهرهايي مانند آتن و مجالس مردمي شهري و اريستوكراتيك و اشرافيگري در «سنار»؛ در همان دوران؛ جرقّهي تبعيض و تفكّر طبقاتي را در برابر «كرت»ها و «اسپارتها» برافروخته ساخت و قوانين مغالطه و سفسطه و منطق استقراء و قياس؛ ديدگاههاي از كل به جزء و از جزء به كل، در پي همين تبعيضها و تضادها، ابداع شد كه البته به مرور زمان و با ورود به دوران صنعت و پديدهي روابط تكنولوژيك، گسترده شدن اجتماعات، تحوّل در شيوهي زندگي و دسترسي بشر به ابزارهاي اطّلاعاتي و ارتباطي نوين، مفاهيم كلّي روابط اجتماعي به سوي پردازش و تحليل پيامها و نگرشهاي بس پيچيدهتر و دشوارتر سوق پيدا كرد و كار به جايي رسيد كه حتي شكل اختلافات و نحوهي رسيدگي به آنها نيز دچار تحولّي بنيادين گشت. هر چند انسانهاي پيشين در يك زندگي ساده و اشتراكي؛ بدون فهم يا حسّ مالكيّت خصوصي، تنها نگراني و نزاعشان با حيوانات وحشي و بلاياي طبيعي بود و در دوران بعدي با ورود به عصر آهن، در واقع، پايههاي انديشهي صنعتي بنياد نهاده شد و به فاصلهي چند قرن كه براي تاريخ مدّت زيادي نيست، انسان وارد عصر پيچيدهي ارتباطات و انفجار اطلاعات دش. به تدريج نظامهاي كهن جاي خود را به سيستمهاي مدرن امروزي دارند و سرمايهداري تحت عنوان حلقهي ارتباط اقتصادي بين كشورها نُضج گرفت. اكنون اشكال نزاع و ساختارهاي دفاع به صورت ريشهاي، تغيير يافته بودند. در غرب؛ بين كشورها نُضج گرفت. اكنون اشكال نزاع و ساختارهاي دفاع به صورت ريشهاي، تغيير يافته بودند. در غرب؛ به عنوان پرچمدار عصر مدرنيته، دوراني بسيار پر تب و تاب همراه با كشتارهاي فجيع، شكنجههاي وحشيانه، زد و خوردهاي طولاني و جنگهاي داخلي و هرج و مرج ريشهدار را پشت سر گذاشتند. در عصري كه كليساي كاتوليك وحشيانهتري رفتارهاي ضدّبشري را در قرون وسطي بر شهروندان اروپاي آن روزگار روا ميداشت و شديداً در مقابل دانش و دانايي نوع انسان، موضع خصمانه ميگرفت؛ نهايتاً نهضت ترجمه و تأسي به دانشمندان شرقي و به ويژه اسلام، به آهستگي اين خطه از جهان را از تاريكي فقر و جهل و خرافه، بيرون آورد، هر چند مسلمين بعدها نتوانستند اين ويژگيهاي دانشپروري و تمدّن درخشان ديني را تداوم بخشند و از قافلهي توسعهي فكري و صنعتي بازماندند! امّا زمان ثابت كرد كه سرمايهسالاري لجام گسيخته كه حتي فرهنگ و دين و اخلاق و آموزش را هم با سنجهي ارزش افزودهي اقتصادي ميسنجد، نهايتاً از آن، مفهومي ديگر با عنوان برهنگي فرهنگي و ايجاد گسست بين نسلي، اضمحلال نظام خانواده و سردرگمي هويتي براي بشر، بيرون ميآيد. بررسي اكنون دنياي مدرن قدري دشوار است و قصد من مطلقگرايي در تحليل دادههاي پايهاي از دنياي غرب و به كلّي زير سئوال بردن آن نيست، اما ميخواهم به اين حقيقت اشاره كنم كه مدرنيته نه تنها براي غرب، بلكه براي همهي جهان همانند يك شمشير دو لبه عمل ميكند، اگر الزامات و ضرورتهاي آن را در نيابيم و بدانيم كه نميشود و نميتوان هويّت انساني را فداي سرمايهسالاري و سلامت اقليم و آب و هوا را در پاي توسعهي صنايع مدرن، فنا كرد. عليرغم كوبيدن بر طبل جنگ توسط عوامل لجامگسيختهي سرمايهداري غرب عليه فرهنگ، ارزشها و روابط سالم اجتماعي و بهرهگيري از پروپاگانداي گسترده در وارونه جلوه دادن حقايق و تمركز بر اسلامهراسي، ايرانهراسي و تبليغات گسترده عليه ملّتها و جوامع مستقل؛ ايرانيها پيوسته و عملاً ثابت كردهاند كه صلحطلب، نوعدوست، متمدّن و اهل وفق و مدارا هستند. بيهيچ ترديد، مطابق با شواهد و قراين و آنچه كه اسناد محكم و متقن تاريخي ميگويد؛ فرهنگ و تمدّن ايرانيان چه پيش از اسلام و چه پس از آن، همواره قرين تعقّل و دورانديشي، همزيستي مسالمتآميز، احترام به انديشهها- باورها، سنّتها و اديان و مذاهب مختلف بوده است. در يك بررسي سطحي از شيوهي زندگي و روابط اقوام و طوايف؛ چنين برميآيد كه از شرق تاغرب و از شمال تا جنوب سرزمين كهن و زرخيز ايران؛ تنوّع اقوام، مذاهب، فرقهها و آيينها، يك پازل به هم پيوسته از ساختاري متجانس، سبز، آرام، زيبا، همگرا و همافزا را رقم ميزند كه نظير آن در كمتر نقطهي از جهان معاصر؛ ديده ميشود. گيلك ومازني و ساروي، تالش و جويبار و دشت مغان، لوشان بادخيز و قوچان، شاهسون، آن تويونلوها و قره قويرنلوها، گناباديها و در اويش و عاشيقهاي آذربايجان و صدها نام و نشان مملوّ از مفاهيم انساني در شمال شرق و ايل هركيها، اردلانها، جافها، هوراميها، اهالي سينه دژ تا سقز و بانه و مريوان و سردشت و جلديان و پيرانشهر در شمال غرب، اردبيل و زنجان و ساوه و قزوين و تبريز تا آران و همدان، لرستان و لكستان باستاني، كرماشان و ايلام و مهران و دهلران و تا سيستان و بلوچستان و بوشهر و تنگستان و بختياريهاي قهرمان، اصفهان و كاشان و كرمان و عشاير عرب خوزستان و لكهاي كرمان و جاي جاي اين ميهن پهناور، تنها گوشهاي از اين تنوّع، زيبايي و توانمندي فرهنگي و تمدّني آن است. در اين سوي؛ در غرب، آنجا كه سلحشوران «كُرد» و «لك» و «لُر» هماره در برابر چپاولگران وراي ميان رودان كه اكنون «عراق»اش ميخوانند، ايستادگي كردهاند و راه بر ياغيان و حراميان بستهاند، چه آن كه دست بسته به نماز ميايستد، چه آن عزيزي كه تنبور مينوازد و «هويا علي مدد» ميگويد، چه آن مردماني كه با دست باز به نماز ميايستند. اينجا در غرب و در كرماشان؛ رنگارنگي اقوام و طوايف و... ديگر گونگي انديشهها و مذاهب و فرقهها، سبب شده تا لقب پرمسمّاي «هندوستان ايران» زيبندهي نام و نشانش باشد. اين همه تنوّع، هيچگاه باعث نشده تا اين مردمان به هر دليل بر يكديگر بتازند و از سر دشمني با يكديگر برآيند. اگر بگوييم صلحطلب «ترينِ» مردمان زاگرس، هم ايناناند، سخن به گزافه نگفتهايم. آيينهاي «خونبس» و رسوم زيباي حلّ اختلافات در رايزنيها و تكريم فرهنگ والا و ارزشمند «ريش سفيدي»؛ هر چند در سراسر ايران و هر يك به نحوي بر رفتار و مرام اين مردم؛ مستولي بوده، بيگمان در بين مردم غرب كشور؛ پررنگتر جلوه و نما داشته است. همهي سخن اين كتاب؛ پرداختن به اهميّت بالا و والاي «صلح و سازش» تحت عنوان فرهنگي برتر در بين اقوام ايراني؛ به ويژه در ميان مردمان فهميم و مرزبانان غيور غرب كشور است و نيز پرداختن به زندگي و فداكاريهاي بيبديل و زايد الوصف سرداري بيادّعا و خالص و مردي خوشمرام، خوشمشرب، به معناي واقعي زندگي ساز و از خودگذشته به نام «حاج عبّاس عربي» از اهالي هرسين و ايل سلحشور «كاكاوند». آنچه كه در اين مقال مهم است؛ بحث «صلح» و راههاي رسيدن به آن است. اين راهها با بسياري از پديدههاي اجتماعي، مفاهيم و روشهاي فرهنگي، زيرساختهاي معيشتي و اقتصادي، روش انديشه و حتي سياست هم مرتبط است. قطعاً كموكاستيها و نواقصي در اين نوشتار هست كه اميدوارم در نوشتههاي آتي با نقّادي منضمانهي دوستان، برطرف شود، باشد كه اين وجيزه بتواند حقّ مطلب را درخصوص اهميّت فوقالعادهاي «صلح و سازش» بين اديان و مذاهب، اقوام و طوايف و بين ملّتهاي جهان ادا نمايد.
جستجوی نسخه الکترونیکی
رزومه علمی مولف:
((محل درج رزومه علمی و عکس مولف کتاب فوق))
جهت ارسال رزومه علمی و درج در این صفحه با ارسال فایل رزومه، عکس و فایل های خود، با اکانت ایتا یا واتس آپ 09100636002 پیام دهید.
جهت دریافت کارت شناسایی نویسندگی (مخصوص مولفان قانون یار) با دفتر مرکزی بنیاد علمی قانون یار تماس بگیرید.
((نمونه کارت صادره نویسندگان فرهیخته بنیاد علمی قانون یار))

لازم به ذکر است کارت شناسایی به صورت فارسی و انگلیسی (با بهترین کیفیت) صادر می گردد...
با افتخار اعلام میشود کتاب حاضر توسط مجموعه ناشران وابسته به بنیاد علمی قانونیار به صورت الکترونیکی و فیزیکی چاپ و منتشر شده است. بنیاد علمی قانونیار با بهرهگیری از تجربه و توان تخصصی خود در حوزه نشر، آماده است آثار علمی، پژوهشی، دانشگاهی و تخصصی نویسندگان، استادان، پژوهشگران و علاقهمندان به تألیف را در مسیر چاپ و انتشار همراهی کند.
اگر شما نیز اثری ارزشمند برای انتشار دارید، میتوانید با سپردن مراحل آمادهسازی، اخذ مجوز، صفحهآرایی، چاپ و انتشار کتاب خود به مجموعه ناشران وابسته به بنیاد علمی قانونیار، گامی مؤثر در معرفی و ماندگار کردن اندیشهها و دستاوردهای علمی خود بردارید. با پنج انتشارات وابسته به بنیاد علمی قانونیار، در خدمت شما هستیم. کتاب خود را به ما بسپارید و اندیشهها و دستاوردهای علمیتان را ماندگار کنید.
همچنین به تمامی نویسندگان و مؤلفان، کارت مخصوص مؤلفان نخبه اعطا میشود.
کتاب شما، روایت ماندگار دانش و تجربه شماست؛ آن را با انتشارات های معتبر وابسته به بنیاد علمی قانونیار و چاپخانه اختصاصی این نهاد علمی و پژوهشی منتشر کنید.
جهت کسب اطلاعات بیشتر با دفتر مرکزی موسسه تماس بگیرید:
(واحد پژوهش 02166979519) (واحد فروش 02166979526) (واحد مشاوره 09196748625)
| (15:35) 1405/05/16 | 66 بازدید |